X
تبلیغات
رمانتیک

رمانتیک

دوستی و محبت

ویژگیهای جغرافیایی شهرستان نیکشهر

 

ويژگيهاى جغرافيايى شهرستان نيكشهر

 

   مساحت: شهرستان نيكشهر حدود 23930 كيلومترمربع مساحت دارد و حدود 1/45درصد از مساحت كل كشور را شامل مى‏شود.

 

 جمعيت: جمعيت آن بر اساس آخرين سرشمارى 148901 نفر و تراكم نسبى آن 7/2نفر در هر كيلومترمربع است.

 

 حدود: اين شهرستان از شمال به شهرستان ايرانشهر، از جنوب به شهرستان چابهار، از غرب به استان كرمان، از شرق به شهرستان سرباز محدود مى‏شود.

 

 مركز شهرستان:  مركز شهرستان نيكشهر شهر نيكشهر است كه ارتفاع آن از سطح دريا 510 متر مى‏باشد. در 60 درجه و13دقیقه طول شرقى و 26 درجه و14 دقیقه عرض شمالى واقع است. فاصله زمينى آن تا مركز استان 653 كيلومتر و تا تهران 1942 كيلومتر است و فاصله هوايى آن تا تهران 1346 كيلومتر مى‏باشد.

 

 رودهاى مهم:  كاجو - نيكشهر(كهير)- فنوج

 

 آب و هوا:  آب و هواى شهرستان نيكشهر در تابستان گرم و خشك و در زمستان معتدل است و بادهاى باران‏ آور موسمى در فصل تابستان و بادهاى باران ‏آور غربى (مديترانه‏ اى) در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مى‏شوند. درجه حرارت متوسط شهر نيكشهر در سال 1375 و ميزان بارندگى ساليانه آن به ترتيب 23/5درجه و 103/5ميلى‏متر بوده است.

 

 تقسيمات كشورى:  شهرستان نيكشهر داراى 3 شهر (نيكشهر - قَصْرْقَنْد – فَنوجْ) و 5 بخش (مركزى - بنت - لاشار - فنوج – قصرقند) و 16 دهستان است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:37  توسط عبد الاحد  | 

ویژگیهای جمعیتی استان سیستان و بلوچستان

 

 

ویژگیهای جمعیتی سال 1382 استان سیستان وبلوچستان

 

 

     جمعيت استان سيستان وبلوچستان در دهه 65-1355 با نرخ رشد متوسط ساليانه معادل 06/6 درصد يكي از سريعترين نرخهاي رشد در دهه مذكور در بين استانهاي كشور بوده است علت آن را مي توان متفاوت بودن ويژگي هاي قومي و فرهنگي مردم اين سرزمين با ساير استانهاي كشورعنوان نمود . جمعيت استان با نرخ رشد متوسط ساليانه 7/3 درصد از رقم 000/200/1 نفر در سال 1365 به رقم 000/722/1 نفر در سال 1375 رسيده است كه اين رقم 8/2 درصد جمعيت كل كشور را به خود اختصاص مي داده است البته تراكم نسبي جمعيتي استان براساس سرشماري سال 1365 رقمي معادل 6/6 نفر در هركيلومتر مربع را نشان داده كه در سال 1375 تراكم جمعيتي استان به 1/9 نفر در هر كيلومتر مربع رسيده است اين مسئله استان را در زمرة كم تراكمترين استانهاي كشور جاي داده و درسال 1382 به رقم 9/11 نفر در هركيلومتر مربع ارتقاء يافته است .

   البته با توجه به نرخ متوسط رشد ده ساله جمعيت طي سالهاي (65 تا 75 ) در سطح ملي كه ميانگين كشوري را نشان مي دهد در مقايسه با مناطق شهري استان سيستان و بلوچستان معادل 8/1 درصد از ميانگين كشوري بيشتر بوده و همچنين در مناطق روستايي اين نرخ معادل 4/2 درصداز نرم كشوري بيشتر بوده است . براساس آمار  1382 جمعيت كل استان برابر 000 /219/2 نفر مي باشدكه جمعيت شهرنشين 3/48 درصد آن را تشكيل مي دهد اين موضوع با توجه به نرم هاي كشوري كه بطور متوسط جمعيت شهرنشين در كشور را 8/64 درصد نشان مي دهد رقم بسيار پاييني مي باشد .

 

جمعيت استان به تفکيک جنس و سن

 

استان سيستان و بلوچستان با جمعيتي معادل 000/219/2 نفر براساس برآورد آماري سال 82 با نرخ رشد 25/2 درصد بالاترين درصد مواليد را درسطح كشور به خود اختصاص داده است . برآورد آماري سال 82 نشان مي دهد كه از 5/36درصد جمعيت جوان بين سنين 29-15ساله 6/18 درصد جمعيت زنان ودختران و 9/17 درصد جمعيت مردان وپسران مي باشند .

 

رتبه استان در کشور از نظر جمعيت

 

استان سيستان وبلوچستان با دارا بودن 1/3 درصد از جمعيت كل كشور رتبه دهم كشوري را به خود اختصاص داده است اين در حالي است كه استان تهران با 7/17 درصد از جمعيت كل كشور رتبه اول را داراست.

 

تعداد شهرستان استان

 

شهرستانهاي استان سيستان و بلوچستان عبارتند از : زاهدان ـ زابل ـ خاش ـ سراوان ـ ايرانشهر ـ نيكشهرـ سرباز و چابهار كه شهرستان زاهدان مركز استان سيستان و بلوچستان مي باشد. 8 شهرستان استان سيستان و بلوچستان مجموعاً شامل 36 بخش و 31 شهر و 98 دهستان مي باشد و تعداد كل آباديهاي داراي سكنه استان 6038 پارچه آبادي است .

 

رتبه استان در کشور از نظر وسعت

 

استان سيستان و بلوچستان با مساحت 502/187 كيلومتر مربع پهناورترين استان بوده و 4/11 درصد از مساحت كل كشور را در بر مي گيرد حدود 1100كيلومتر مرزخاكي با دو كشور پاكستان و افغانستان و حدود 300 كيلومتر مرز آبي در كرانه هاي شمالي درياي عمان يكي از استانهاي مرزي داراي موقعيت استراتژيكي مي باشد. همچنين اين موقعيت ، استان را به لحاظ اقتصادي در شرايط ويژه اي قرارداده است. اين استان از لحاظ اقليم شناسي منطقه اي بياباني و نيمه بياباني با آب و هواي گرم وخشك است.

 

وضعيت فعاليت جوانان استان

 

براساس آمار سال 1382 ميزان اشتغال در سطح استان 8/80 درصد در مقايسه با ميانگين كشوري با رقم 9/7 درصد كمتر از جايگاه متوسط ملي قرار گرفته و كمترين درصد اشتغال را در سطح كشور اين استان به خود اختصاص داده است . همچنين در زمينه بيكاري اين استان با 2/19 درصد نرخ بيكاري با اختلاف 9/7 درصد با ميانگين متوسط كشوري بالاترين درصد بيكاري را به خود اختصاص داده است .

 

وضعيت تاهل جوانان استان

 

استان سيستان و بلوچستان در سال 1382 با 13981 ازدواج از 681034 مورد در سطح كشور و طلاقهاي ثبت شده 560 در استان با 72359 در سطح كشور در سطح متوسط كشوري واقع گرديده است .

 

فهرست مطالب

ارتباط با پیام بلوچ

 

 

Hit Counter

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:35  توسط عبد الاحد  | 

دیداری با تمساح ایرانی(گاندو)

 

دیدار با تمساح ایرانی (گاندو)

 

تعریف منطقه سرباز را خیلی شنیده ام و با پیش زمینه ذهنی، به منطقه که و ارد می شویم انگار معجزه‌اي اتفاق افتاده است. سرشار از سبزی و آب، در جهنم خشکی و کویر. همه منطقه پر است از درخت‌های خرما، موز و خربزه درختی _ پاپایا _ انار و عنبه.   

جاذبه‌هاي گردشگري، شهاب میرزایی _تعریف منطقه سرباز را خیلی شنیده‌ام وبا پیش زمینه ذهنی به منطقه که و ارد می شویم انگار معجزه‌اي اتفاق افتاده است. سرشار از سبزی و آب، در جهنم خشکی و کویر. همه منطقه پر است از درخت‌های خرما، موز و خربزه درختی _ پاپایا _ انار و عنبه.

قطره‌های باران نم نم بر شیشه اتوبوس می‌ریزند و چرخش برف پاکن‌ها روی شیشه، همراه با موسیقی ملایمی که از ضبط ماشين پخش مي‌شود،‌ خستگی مسیرهای قبلی و گم شدن در تفتان را از جانمان بدر می‌کند.

وجود رودسرباز، در این منطقه باعث آبادانی و سرسبزی آن شده است. رودی فصلی که پس از ادغام با چند رود دیگر رودخانه با هوکلات را تشکیل می‌دهند.

به مسجدي در روستا می‌رویم که در کنار آن زائر سرای زیبا و تمیزی قرار دارد، قرار می‌شود شب را در آن جا بمانیم و فردا برای دیدن تمساح ایران _ گاندو _ حرکت کنیم.

با هماهنگی اداره محیط زیست باهوکلات، عبدالحکیم ایرانشهری به همراه ما می آید تا به منطقه برويم. از سرباز 40 کیلومتر حرکت می‌کنیم تا به روستای نگور برسیم.

بچه‌هايي رادر این منطقه می بینیم با پوستي سياه كه آدم را به یاد سیاهان آفریقایی می‌اندازد. اهالی محل خیلی به ما نزدیک نمی‌شوند و به فارس‌ها قجر می‌گویند. ریشه تاریخی این کلمه به ظلم حکام قاجار به این مردم باز مي‌گردد و لفظ «قجر» کلمه منفوری در بین مردم منطقه است.

به طرف حوضچه‌ها و برکه‌هایی حرکت می کنیم که در هنگام طغیان رود با هوکلات پر از آب می‌شوند و در هنگام خشکسالی ارتباط شان قطع می‌شود .گروه به آرامي به برکه پیر سهراب نزدیک می‌شود. بزرگ‌ترین برکه منطقه که می‌گویند بیش از 40 عدد گاندو در آن زندگی می‌کنند. گاندوها تمساح‌های کوچکی اندامي‌اند كه برای مردم منطقه مقدس هستند. آنها می‌گویند در چند سال اخیر به خاطر خشکسالی مجبور بوده‌اند گاندوها را بگیرند و با وانت به تالاب‌های بزرگ ببرند.

صبر می‌کنیم تا بالاخره سر و کله دو سه تا گاندو پیدا شود. بچه‌ها کلی ذوق و شوق دارند با سروصدا آنها گاندوها ناپدید می‌شوند.

به خاطر گرمای زیاد بچه‌ها لباس‌های‌شان را در می‌آورند و به آب می‌زنند. پس از نوشیدن آب گریب فورت همراه با یخ که در آن گرما بسيار لذت‌بخش است به سرباز برمی گردیم.

از سرباز كه حرکت می‌کنیم در میان راه به روستای جکی گور می‌رسیم. روستای نسبتا بزرگی که پر از گونی‌های بزرگی است که لباس‌های تاناکورا در آن فروخته می شود.

نرسیده به جکی گور سد پیشین قرار دارد که جلوی سیلاب ‌هاي فصلی را می‌گیرد. از جکی گور به طرف منطقه تیس و بریس حرکت می‌کنیم.

ماموران نیروی انتظامی، جلوی ماشین را می‌گیرند، این منطقه در حاشیه خلیج گواتراست و در کناره شرقی‌اش بندر گواتر پاکستان قرار دارد.

پس از سر و کله زدن زیاد بالاخره به ما اجازه می‌دهند که به آن جا برویم.

تیس و بریس منطقه‌اي واقعا زیبا است. صخره‌های سر به فلک کشیده سپیدی که در سکوت و سکون مطلق، آب‌های دریای عمان و اقیانوس هند را به نظاره نشسته‌اند و با هیچ منطقه ساحلی ایران قابل مقایسه نیست.

از آن جا به طرف چابهار حرکت می‌کنیم. بزرگ‌ترین شهر ایران در منتهی الیه جنوب شرقی ایران. در این جا همه چیز حال و هوا و فرهنگ هند را دارد. عکس‌های هنرپیشه‌های معروف هند همچون آمیتالاچان، شاهرخ خان و آش وارای از در دیوار مغازه‌ها می بارد، صدای موسیقی هندی همه‌جا به گوش می‌رسد. تصمیم می‌گیریم به حمام برویم، فشار آب کم است و آب آشاميدني سالم در دسترس نيست.

با شروع فعاليت منطقه آزاد چابهار، تحولاتی در منطقه آغاز شده که می‌تواند باعث تغییر عمده ای در منطقه شود.

اگر راه آهن مشهد یا کرمان به زاهدان و از آن جا نیز به چابهار وصل شود، این مسیر می‌تواند راهگشای کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد و نقشي بسیار حیاتی در شکوفایی اقتصاد استان داشته باشد. پاکستانی‌ها هم در حال احیاء بندر گواتر هستند و راه آهن کویته، گواتر در حال کشیده شدن است، به نظر می‌رسد ایرانی‌ها باید سریع تر وارد عمل شوند.

شب را در چابهار خوابیدیم و گروه فردا صبح به طرف کنارک در 60 کیلومتری چابهار حرکت کرد. بندر کوچکی که اهالی آن به ماهی‌گیری مشغول‌اند.

سوار قایق‌های موتوری می‌شویم و در آب چرخی می‌زنیم و با دور زدن خلیج پزم و طی مسافت 15 کیلومتر به پزم می‌رسیم. در این جا با کمی صبر و حوصله می‌توان لاک پشت‌های بسیار بزرگی را دید که در سواحل منطقه وجود دارند .در بازگشت به کنارک، از مسيري بالا می‌رویم و به بلندایی می رسم مشرف به بندر. از بالا می توان ردیف قایق‌های چوبی کوچکی را دید که در لنگرگاه بندر ایستاده‌اند. پس از تماشای غروب خورشید در منتهی الیه جنوب شرقی سرزمین ایران، بار دیگر به چابهار باز می‌گردیم .

 

تهران، 10فروردين1384، ميراث خبر

 

http://www.chn.ir/news/?Section=1&id=5618

 

فهرست مطالب

ارتباط با پیام بلوچ

 

 

Hit Counter

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:32  توسط عبد الاحد  | 

بندر بریس

 

بندر بريس

 

     روستاي بريس روستایی نوساز است که اهالی آن از سال 60 به بعد از محل بریس قدیم به آنجا مهاجرت کردند وبه دلیل موقعیت استراژیک بریس وقرار گرفتن در ساحل دریای عمان وداشتن بندر صیادی واسکله مردم بیشتر روستاهای اطراف به بریس نقل مکان کرده اند روز به روز روستای بریس در حال گسترش می باشد وبا اجرای طرح هادی بریس تقریبا حالت یک شهر را دارد و يكي از بزر گترين روستاهاي استان مي باشد

      بریس از مرکز شهرستان ( چابهار ) 65 کیلومتر واز مرکز بخش ( نگور ) 45 کیلومتر فاصله دارد وجمعیت بریس طبق آخرین سر شماری شورای اسلامی که با همکاری مرکز بهداشت صورت گرفته 2500 نفر و450خانوار اعلام شده است ودهیاری بریس از سال 82 تصویب رسیده و آغاز به کار کرده است.

 

    امکانات ومراکز خدماتی که در بریس وجود دارد به طور خلاصه ذکر می گردد

 

الف -طرح هادی روستا توسط جهاد سازندگی وقت اجرا شده که بصورت نیمه تمام می باشد به طوری که تنها یک سوم روستا را تحت پوشش قرار داده از 4250متر معابر موجود تنها 1880متر معابر بهسازی وآسفالت گردیده است .

ب -بریس دارای یک مرکز خدمات درمانی ویک خانه بهداشت می باشد

 ج - بریس دارای دانش آموز در مقطع تحصیلی دبستان دخترانه وپسرانه ومدرسه راهنمایی دخترانه وپسرانه ودبیرستان پسرانه می باشد .که در سال تحصیلی گذشته 200 نفر در دبستان ابتدایی پسرانه 150 نفر در دبستان ابتدایی دخترانه 200 نفر در مدرسه راهنمایی پسرانه و23 نفر در مدرسه راهنمایی دخترانه و 75 نفر در دبیرستان پسرانه مشغول تحصیل بوده اند

د - بریس دارای یک مرکز مخابرات 512 شماره ایی می باشد که در حال افزایش آن به 1000 شماره ایی می باشند

ذ - در بریس بانکهای ملی وصادرات شعبه دارند

ر - در بریس چهار شرکت تعاونی خدمات صیادی ویک شرکت تعاونی روستایی وجود دارد

ز - در بریس یک شهرک صنعتی وجود دارد که در آن 3 سرد خانه 2 یخسازی ویک کارخانه تن ماهی وجود دارد

س - در بریس جایگاه اختصاصی پخش فراورده های نفتی وجود دارد

ش - در بریس یک دستگاه نانوایی پخت نان حجیم وجود دارد

ص - در بریس تقریبا 250 باب مغازه وجود دارد که به کار خوار بار فروشی، فروش لوازم دریایی ، خیاطی ، آرایشگری ، مکانیکی ، تعویض روغن .... مشغول می باشند.

 

http://beriss.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:28  توسط عبد الاحد  | 

تبلیغات شرکت چند ملیتی صنایع کشاورزی بریگز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:24  توسط عبد الاحد  | 

کودکان بلوچ

کود کان  بلوچ 1

     
   
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:43  توسط عبد الاحد  | 

تنوع در پوشش گیاهی سیستان و بلوچستان

 

تنوع درپوشش گیاهی سیستان وبلوچستان

 

     پوشش گیاهی استان سیستان و بلوچستان به دلیل شرایط متغیر آب و هوایی متنوع است. جنگل های این ناحیه مانند ناحیه شمال یا باختر ایران به صورت انبوه و متراكم نیست و اغلب به طور پراكنده و به اصطلاح لكه ای است. در ناحیه معروف سر حد كه سلسله كوه های تفتان و پنج انگشت و مورپیچ كشیده شده، شرایط طبیعی برای رشد و نمو درختان جنگلی بسیار مساعد است و درختانی به وجود آمده كه اگر چه به انبوهی و شكوه جنگل مازندران نیستند ولی در عوض دارای گونه های بسیار نادر و كم یاب است. حدود 2/3 جنگل های این ناحیه را پوشش های جنگلی بیابانی با گونه های تاغ و گز تشكیل می دهند و بخشی از آن را پوشش های جنگلی گرمسیری با گونه های كهور، كنار، چش، توج، چگرد، كلیر و حرا (در منطقه گواتر) و جنگل های خشک با گونه های بادام- بنه تشكیل می دهند. این پوشش های جنگلی بسیار پراكنده بوده و اغلب به صورت لكه های کم و بیش بزرگ در ناحیه ی بلوچستان جنوبی، ارتفاعات تفتان و كوه خفرزند بزمان و كوه خفرزند بزمان و مناطق ارتفاعی سراوان، استقرار یافته اند و در قطعات بسیار كوچک، تیپ جنگلی به خود می گیرند.

     متوسط تراكم درخت در این عرصه ها به 50 اصله در هكتار می رسد و در مجموع، درختان محدوده جنگلی استان به حدود 69 میلیون اصله بالغ می شود. از نظر گونه، جنگل های كهور در ناحیه چاه هاشم، جنگل های گز در جنوب چاه هاشم و تهلاب، جنگل های تاغ در ریگ چاه، دشت سمسور، تگر و دامنه ی خاوری تفتان، جنگل های كهور، گز و اكاسیا در چاهان، جنگل های كهور و كلیر در زر آباد و بالاخره جنگل های تنگ گازرخ در سازند های فلیش واقع در حدفاصل چاله جازموریان و دریای عمان حضور دارند. در حال حاضر به جز گونه چش كه در صنعت لنج سازی كاربرد دارد و درختچه گازرخ كه از بذر آن روغن خوراكی تهیه می شود، سایر گونه ها مصرف تجارتی و یا صنعتی ندارند.

     به طور كلی از نظر تفاوت های بارز اقلیمی، به ویژه از منظر رویش های درختی و درختچه ای ، 6 منطقه در استان قابل تفكیك هستند:

1- منطقه پست حاشیه دریای عمان در جنوب استان.

2- منطقه كوهستانی حد فاصل ایرانشهر – چابهار.

3- منطقه گرم و خشک ایرانشهر و سراوان.

4- منطقه كوهستانی تفتان.

5- منطقه دشتی شهرستآن های خاش و زاهدان.

6- منطقه بسیار خشک و بیابانی شمال استان (دشت سیستان)

 

      از گونه های شاخص منطقه می توان؛ پسته كوهی و بادام كوهی هم چنین درختان كهور، كنارچش، گلیر، پیش یا نخل خزنده، گز، تاگز، خرزهره، پیر، چگرد، انواع نی ها، زهر عقرب كه اغلب جنگل های تنگ دامنه ها و دره ها و اراضی ساحلی را فرا گرفته اند. علاوه بر درختان مزبور درخت انجیر هندی تمبر(از نوع تمبر كجرات) نیز به شكل جنگل های كم پشت یافت می شود. در دره ها و دامنه های رود سرباز درختانی موسوم به چش و نخل شیطان فراوان است. درخت دیگری در جنگل بلوچستان وجود دارد كه شاخه های آن مانند درخت یاس است و در حدود 5 الی 8 متر ارتفاع دارد. چوب آن از نوع خیلی سخت هم چنین شكننده است و میوه ای به شكل گیلاس و آلبالو دارد كه اهالی بومی از میوه آن در رنگرزی استفاده می كنند. وسعت كل جنگل های استان حدود 5/1 میلیون هكتار برآورد شده است.

 

http://taftanayaz.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:33  توسط عبد الاحد  | 

حقوق زن

به نام آنكه پروانه حيران اوست

 

حقوق زن

 

سهم ما از زندگي اين نيست! ما هم آدميم! ما هم حق داريم! ما هم به اندازه ديگران از زندگي سهم داريم!

چرا بقيه فكر مي كنند ما مظلوميم. چرا باید نسبت به حق و حقوقمان بی اطلاع باشیم و مورد اجحاف و تبعیض و نا برابری قرار داشته باشیم تفاوت بين مرد و زن كاملا طبيعي بوده و اين دليلي بر برتري يكي بر ديگري نيست واين تنها يك تناسب است ولي با اين حال هيچكس اين تناسب را نپذيرفته چرا بعضي ها انسانييت را مبنا قرار نميدهند و جنيسيت اين قدر برايشان مهم است!؟

اين همه كوته فكري و تحقيرو تبعيض نسبت به زن باعث شده كه همه به عنوان يك موجود ناتوان و حقير به او بنگرند و زن هميشه در محروميت به سربرد و هميشه مظلوم واقع شود و حقش به خاطر جهالت ديگران زير پا له شود.

زنان از همان ابتداي تاريخ بشر به علت روحيات لطيف ونداشتن توانائي هاي جسمي مثل مردان كمتر مورد توجه قرار ميگرفتند و حتي در يك دوره به خاطر جنسيتشان زنده به گور ميشدند. با اينكه قرنها ازآن دوران ميگذرد و ما در عصر پيشرفت و تكنولوژي به سر ميبريم بازهم سايه شوم اين تبعيض و تفاوت در بيشتر نقاط دنيا گسترده است به خصوص در كشورهاي جهان سوم (ايران).

درسیستان بلوچستان بيشترشاهد اين بي عدالتي هستيم كه اين خود ناشي از عقايد و سنتهاي كهنه حاكم بر مردم این استان است كه باز ريشه همه اينها بيسوادي است مردسالاري از دير باز در این استان بر زنان حاكم بوده و مردان هميشه به زنان به عنوان يك وسيله و شايد برده مينگريستند نه به عنوان يك انسان هم نوع و شريك زندگي !

رسم و رسوم غلط و تعصبات خشك و بيجا و ندادن حق انتخاب به دختران و ازدواجهاي تحميلي و جلوگيري از ادامه تحصيل دختران و جلوگيري از پيشرفت آنان در زمينه هاي مختلف دركل، همه اين مشكلات ناشي ازنا آگاهی و بيسوادي است كه مانع پيشرفت جامعه ما بوده و هست.

انتخاب همسر حق طبيعي زن و مرد است ولي متاسفانه دربيشتر نقاط این استان اين پدر و برادر دختر هستند كه براي اوهمسرانتخاب ميكنند بدون اينكه او را آدم حساب كنند و با او مشورت كنند و به خواسته و نظر او اهمييت بدهند. ما شاهد ازدواجهاي تحميلي زيادي در سنين كم بوده ايم كه دختران 13/14 ساله را، كه واقعا در اين سن بايد درس بخوانند و استعدادهاي خودراشكوفا كنند، به عقد پيرمردهاي 60 /70 ساله به عنوان زن سوم و چهارم در آورده اند. ملاك براي خانواده اين دختران فقط پول و ثروت و شهرت بوده است.

مواردي از رسم و رسوم غلط ديگر در رابطه با ازدواج در بلوچستان ناف بريدن نوزادان دختر و پسر هنگام تولد است كه خانواده ها بنا به خواست و آرزوی خودشان آن دو نوزاد را به نام هم ميكنند (با همدیگر نامزد میکنند). بدون اينكه واقع بينانه و روشن فكر كنند و اجازه بدهند كه فردا که خودشان بزرگ شدند حق انتخاب همسر را خودشان داشته باشند.

ديگر موارد از حقوق ضايع شده زنان عدم ادامه تحصيل آنهاست در بلوچستان چه بسيار دختراني با استعدادهاي فوق العاده هستند كه به خاطر تعصبات خشك و بيجاي خانواده از تحصيل و پيشرفت محروم ميشوند و بهترين سرمايه ها و استعدادها را در چهارديواري و كنج خانه تلف ميكنند و تمام خواسته هاي دختران را در وجودشان سركوب مي كنند چرا بايد در خانواده ها و در اجتماع اينقدر تبعيض و تفاوت باشد؟ چرا جنسيت مرد بر زن اينقدر برتري داشته باشد؟ چرا زنان بايد به خاطر ديگران ازآنچه را كه دوست دارند و واقعا حقشان است محروم باشند؟ چرا دراستان ما زنان بايد به عنوان عروسك و بازيچه در دستان مرد اسير باشند و بنا به خواست وميل مردان نفس بكشند و زندگي كنند؟ چرا ؟ چرا؟

چرا اينقدر جنسيت مهم است كه مردی به خاطر اينكه همسرش 3 بار پشت سر هم دختر به دنيا آورده او را به عنوان دخترزا بودنش طلاق دهد و زن ديگري را اختيار کند!؟

آیا اين اوج بي عدالتي نیست؟ چرا ما زنان درسرزمين آبا و اجدادی مان ، ، حق هيچ گونه پیشرفت را نداشته باشیم ؟ چرا در اجتماع نتوانیم حرف خودمان را بزنیم و از حق خودمان دفاع كنیم ؟ چرا مردم اين قدر با عقايد و سنت هاي كهنه و غلط رشد كرده اند بطوريكه خود زنان هم خودشان را باور ندارند؟ چرا يك زن بعد از تولد دختر نوزادش با ناراحتي بگويد 9 ماه سختي کشیدم آخرش هم دخترشد!؟

چرا بايد طرز تفكر اينقدر پايين باشد و تلقين و اثر پذيري منفي اينقدر بالا؟

چرا خود را از گرد و غبار اين جهالت نميتكانيم؟ چرا با اين افكار و عقايد كهنه مبارزه نميكنيم؟ چرا ميگذاريم ديگران سوء استفاده كنند؟ چرا می گزاریم فرصت ها از دست بروند چرا می گزاریم دیگران جای مارا بگیرند و چرا نتوانیم رئيس و معاون اين و آن مدرسه، اداره و سازمان موسسه و شركت بشویم ؟ وچرا بعضی در كنج خانه ها فقط شوهرداري و بچه داري كنند؟ چرا؟ آیا واقعا فكر ميكنيد كه زن فقط براي انجام وظايف خانه خلق شده؟

اگر شما واقعا خواهان کشور و استان مدرن و پيشرفته و آزاد هستید پس آزاد فكر كنيد. به زنان و دختران خود اجازه تحصیل بدهید تا همه با هم، مرد و زن، در کنار هم برای آزادی و آبادانی بلوچستان مبارزه کنیم. مطمئن باشید که با کنار گذاشتن نیمی از جمعیت یعنی زنان از صحنه نه توسعه به دست می آید و نه آبادانی میسر است

 

به نام خداوند مهربان 

 

زن این فرشته ی سعادت که تبسمش رنگ ظلمت زندگانی را زدوده ، شادی ها و زیبایی های زندگی را روح بخشیده و پرتوش حیات انسانی را روشن ساخته است اگر تیرگی اعصار و قرون زندگی اش را تیره و تار نموده است ،نمی شود که کوچکش شمرد و یا به فراموشی اش سپرد!

امروز روز جهانی مبارزه علیه ستم جنسی روز ایستادگی در برابر کسانی که با تکیه بر بعضی باورهای غلط حفاظ مستحکمی برای حاکمیت مرد سالاری بنا کرده اند و روز مبارزه برای دستیابی به حقوق عادلانه است گرچه در همین راستا تلاشهایی از سوی فعالان حقوق بشر انجام گرفته و اعلامیه جهانی حقوق بشر با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت وحقوق با هم برابرند در واقع تساوی زن ومرد را در برخورداری از حقوق وحیثیت یکسان به رسمییت شناخته است اما هنوز هم در بیشتر نقاط دنیا زنان طعم تلخ تبعیض جنسیتی را در فضاهای عمومی تجربه می کنند .خودسوزی وخودکشی زنان ،فرار از خانه فحشا،فساد و... شکلی از فرایندهائی هستند که سر آغازآن مرد سالاری وتبعیض ونابرابری بوده است امروز آمار زنانی که از تحمل درد و رنج و خشونت و آزارهای جنسی خود و کودکانشان به کام مرگ فرستاده شده اند  افزایش یافته آمار دخترانی که به لحاظ آزارهای خانواده سنتی فقر.عدم آموزش .بی کاری .نبود امکانات کافی برای جوانان و اعتیاد پدر و آرزوی زندگی بهتر ویا زیستن بدون غم وترس به اشتباه به خیابانها پناه برده اند افزایش یافته آمار تعداد زنان مجرم دو برابر گشته پدیده ی حراج دختران وتجارت زنان به کشورهای مجاور از طریق مناطق مرزی گسترش یافته است وشمار زنانی که با فروش پیکرشان به دنبال آرزوهایشان سرگردان شده اند وهمچنین زنان سرپرست خانواری که برای سیر کردن شکم فرزندانشان به تحمل رنج ها ومصیبت ها ونیازهای حیوانی انواع واقسام مردان ناشناس تن داده اند افزون گشته رنج این زنان فریاد خاموش شرف انسانی است امروز در حقیقت روز مبارزه برای رفع این ستم ها و صدای رسای این فریادهاست اگر اصلاح این ناهنجاریها در جامعه جدی گرفته نشود توسعه فرهنگی اقتصادی علمی اجتماعی تحقق نخواهد یافت وایجاد فضائی امن و فارغ از دغدغه امکان پذیر نخواهد گشت تقسیم نا عادلانه ی ثروت های اجتماعی وعدم دسترسی زنان به منابع قدرت وثروت فقر را به دنبال دارد ودر واقع اولین قربانیان فقر همین زنان و کودکان معصوم هستند .یکی از بزرگترین و مهم ترین بی عدالتی های موجود در جوامع انسانی نابرابری نا عادلانه بین زنان ومردان و به عبارتی تبعیض جنسیتی است که در جامعه ما به خاطر برخی عوامل خصوصا وجود سنت دیرینه مرد سالاری این نا برابری به شکل مضاعفی سر بر آورده است .وجود تفاوت هایی که در ساختار طبیعی خلقت زن ومرد وجود دارد دلیل سلطه ورزی یک جنس بر جنس دیگر ویا برتری یکی بر دیگری نمی باشد

و این فقط یک تناسب است و باید آن را پذیرفت برابری زن و مرد در تمامی عرصه های زندگی وجامعه امر طبیعی و به حق است و نمی توان به آن خدشه ای وارد دانست بر اساس این طرز تفکر نباید مقرراتی وضع  و احکامی مقرر و اجرا گردد که نشان دهنده ی نوعی امتیاز ویا برتری نگری مرد نسبت به زن باشد در این جا باید یادآور شد که تنها برابر شدن زنان با مردان در جامعه نقطه ی پایان و مطلوب نیست هنوز هزاران مشکل و معضل دیگر گریبانگیر زنان جامعه ماست به طور مثال همان طور که یک مرد کارگر روز مزد مورد تبعیض و بی عدالتی در سیستم سرمایه سالار قرار می گیرد یک زن کارگر در همان وضعیت به مراتب بیشتر دچار بی عدالتی می شود و فقط به این خاطر که زن هست و به خاطر جنسیتش اندک مزدی را که کارگر مرد می گیرد زن خیلی کمتر از آن را دریافت می کند ویا همچنین یک زن و دختر اقلییت قومی که در چارچوب کهنه و پوسیده ی سنتی اسیر است به مراتب شرایط، وضعیتش نسبت به زنان دیگر جامعه اسفناک تر است البته بعضی از زنان علاوه بر هویت زنانه ی خویش واجد هویت های متکثر دیگری هم می باشند به عنوان مثال زن بلوچ، زن کرد، زن ترکمن روستایی و زن کارگر و... این زنان علاوه براینکه به خاطر زن بودنشان مورد ظلم و ستم قرار میگیرند در هر کدام از این شرایط بخشی

از حقوقشان نادیده گرفته می شود و چندین برابر بیشتر از زنان دیگر مورد ظلم و تبعیض و بی عدالتی قرار می گیرند این موضوع به معنای نفی خواست های دیگر زنان نمی باشد بلکه تاکیدی است بر توجه بیشتر به همه ی اقشار جامعه

یعنی به همان اندازه که زنان سیاسی برای رسیدن به پست های مهم مثل ریاست جمهوری تلاش می کنند و خواسته شان به حق و طبیعی است و باید مورد توجه قرار بگیرد خواست یک زن روستایی و یا حاشیه نشین هم که می خواهد از حداقل بهداشت و حق زندگی سالم بر خوردار باشد باید در کانون توجه مسئولین قرار بگیرد

همه ی ما زنان خواسته هایی داریم می خواهیم جایگاه اجتماعی مان را حق انتخاب همسر ،حق تحصیل وشغل مان را و خلاصه نوع زندگی مان را با آگاهی و اختیار خود بر گزینیم . نمی خواهیم به صرف زن بودن اجبارهای گوناگون بر زندگی مان سایه افکند و به ما تحمیل شود نمی خواهیم چون زن هستیم از حق و حقوق کمتری بر خوردار باشیم نمی خواهیم با ما چون بردگان رفتار شود نمی خواهیم چون زورمان کم تراست مورد خشونت و تحقیر قرار بگیریم

بلکه می خواهیم در ذهن و زبان و زندگی روز مره (انسان)را جای گزین زن و مرد کنیم فقط به این دلیل ساده که انسانیم

در یک کلام می خواهیم نظامی را که عده ای در آن فرو دست و عده ای در آن فرا دست هستند حداقل به عقب نشینی و اداریم

این ها به علاوه ی هزاران آرزوی دیگر خواسته های ما هستند خواسته هایی که نه تنها با تغییر قوانین بلکه با ایجاد تحول در

نگرش ها ،رفتارها،عادت ها و سنت های کهنه قابل تحقق است .

همان طور که گفته شد یکی از عوامل مهم در نقش کم رنگ زنان ،فرهنگ مرد سالار مسلط بر جامعه است اما نباید فراموش کرد که عدم خودباوری ،کم کاری و بی توجهی خود زنان به این امور مزید بر علت است که بیشتر به این ذهنیت اشتباه بر می گردد که مسئله زنان را جدا از جامعه می بینند و حل شدن آن را جداگانه امکان پذیر تصور می کنند در حالیکه مسئله زنان مربوط و متصل به کل جامعه است و نمی توان آنرا جدا از دیگر مسائل جامعه فرض کرد پس حضور ومشارکت و جنبش ما زنان امری بسیار ضروری است و در واقع راه طولانی و سختی را در پیش دارد و باید شرایط نا مطلوب جامعه را که در آن عده ای اندک برای حفظ منافع خودشان با تضعییع حقوق انسان ها خصوصاٌ زنان به وجود آورده اند را تغییر دهند در این راه لازم است زنان افق دید خود را گسترده تر سازند و به خود باوری برسند و مسئله زنان را در کل جامعه تعریف کنند و با نفی دو گانه ی کاذب مرد سالار- زن سالار ، انسان سالاری را در جامعه و بلکه در تمام دنیا بر قرار سازند .

 

مژگان ناروئي

 

ارتباط با پیام بلوچ

 

 

Hit Counter

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:29  توسط عبد الاحد  | 

تاملی بر مسائل قومی در ایران

 

تاملی بر مسائل قومی در ایران  

 

 

    اخيراً‌ موضوع اقليت‌هاي قومي به صورت بحثي هر چند ابتدايي و كم اقبال از طرف بعضي از صاحبنظران به خصوص از جناب آقاي جلالي‌پور و ديگر علاقه‌مندان در مطبوعات مطرح شده است كه تا اينجا بيشتر محدود به قوميت كرد بود. اما در كل گشودن باب اين مبحث در همين حد هم در كشوري كه داراي قوميت‌هاي مخلتف مي‌باشد از اهميت ويژه برخوردار است زيرا پيش از اين مسأله قوميت‌ها در ايران به شكل موضوعي غيرقابل طرح هم براي مخالفان مسأله قوميت‌ها و هم براي موافقان بوده است. مخالفان، طرح مسأله قوميت‌ها را مساوي با دامن‌زدن به اختلافات و يا نفي يكپارچگي ايران مي‌پنداشتندو موافقان با نگراني از فضاي سنگين ايجاد شده امنيتي، از نزديك شدن به اين مباحث احتراز مي‌كردند و بسياري نسبت به جدي‌بودن اين مباحث ترديد داشتند اما اظهارات هشدارگونه اخير وزير اطلاعات در صحن مجلس در هفته دولت نشان از نگراني ايشان در مورد آينده مسائل قومي و وضعيت مبهم امروزي داشت. اين امر ضعف نخبگان و علاقه‌مندان به مباحث اساسي جامعه ايران را آشكار مي‌كند كه اغلب زماني با مسائل مواجه مي‌شوند كه عملاً در مقابل آن قرار گرفته باشند. به هر حال تا همين حد كه اين مباحث به آهستگي در مطبوعات ظهور و بروز كرده است بايد آن را به فال نيك گرفت و به دور از پيش داوري‌هاي شتاب‌زده سياسي با تأمل در خور شأن جامعه‌اي متمدن نسبت به يكي از مسائل مهم كشور هم علاقه‌مندان را به اين مباحث دعوت كرد تا افكار عمومي در مواجه با ديدگاه‌هاي مختلف با برخورداري از روشنگري در خور يك جامعه مدرن و متمدن از كجراهه عصبيت‌هاي نهفته و تراكم شده در لايه‌هاي پنهان جامعه به سلامتي عبور كرد. با اين مقدمات از نظر نگارنده توجه به نكات ذيل در برخورد با مسأله قوميت‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است:

1ـ در جغرافياي كنوني ايران مسأله قوميت‌ها به عنوان واقعيتي انكارناپذير امري پذيرفته است اما حقوق قوميت‌ها در تاريخ تشكيل دولت مدرن (دولت ـ ملت) تا به امروز همواره مورد مناقشه بوده و وجود بحران‌هاي مختلف در بين قوميت‌ها در تاريخ معاصر مؤيد اين امر است كه ثبات و امنيت كشور در گرو چاره‌انديشي اساسي به اين مسأله مي‌باشد.

2ـ حكومت‌هاي حاكم در ايران در طول تاريخ عليرغم تنوع ساختاري تاكنون بر مبناي تمركز قدرت مركزي عمل نموده و از پذيرش واقعيت هويت متنوع قومي اكراه داشته‌اند و هميشه در برخورد با اين مسأله محدوديت‌هاي سنگين خطوط قرمز جلودار نقادي در مناسبات قومي بوده و از طرح استراتژي قابل قبول و اعتماد برانگيز فاصله داشته‌اند.

3ـ در تاريخ معاصر متأسفانه هرگاه حكومت مركزي دچار ضعف و ناتواني گشته، مسائل قوميت‌ها به شكل‌هاي مختلف و در بعضي موارد به صورت خشونت‌آميز بروز كرده است. اين امر نشانگر حقانيت اعمال قدرت فائقه متمركز نبوده بلكه بالعكس ثابت كرده است كه قدرت متمركز فقط توانسته با اعمال قدرت فائق صورت مسأله را پاك نموده تا از ظهور گرايشات قومي جلوگيري نموده و اين گرايشات را به نيمه پنهان پس رانده اما در هر زمان امكان بروز آنها به اشكال مختلف و شايد بحراني منتفي نگرديده است.

4ـ در اغلب جوامع توسعه يافته و حتي در بعضي از كشورهاي جهان سوم كه دموكراسي در آنجا نهادينه شده امثال هندوستان و تا حدودي حتي پاكستان، مسأله قوميت‌ها همواره جزئي از مسأله دموكراسي بوده اما در ايران آناني كه دموكراسي و استقرار نهادهاي مدني را به عنوان مطالبات سياسي مطرح كرده‌اند، كمتر مسائل اقليت‌هاي قومي را در چارچوب مطالبات دموكراتيك و درخواست‌هاي مدني مطرح نموده‌اند. با تعمق بر مطالبات جنبش اصلاح‌طلبي ايران مي‌توان به وضوح دريافت كه جنبش اصلاح‌طلبي تا چه حد مطالبات قوميت‌ها و هويت‌هاي قومي را در برنامه سياسي خود گنجانده است و نسبت به حساسيت آن تا چه حد فراتر از راه حل‌هاي امنيتي، اقدامي عملي و مؤثر انجام داده است.

5ـ تخريب هويت‌هاي قومي همواره بخشي از سياست‌هاي غيرقابل فهم عملكرد حاكميت‌هاي متمركز بوده و در اين راستا كمترين مجال براي بروز و ظهور استعدادهاي قومي فراهم بوده و يا به بياني مفصل‌تر آنچه كه امروز به عنوان يك معضل قومي در ايران وجود دارد، صرفاً‌ وجود تمايز فرهنگي، نژادي و يا اقليمي نيست بلكه نتيجه تداوم يك روش كشورداري است كه از نظر تاريخي كارآمدي آن محل ترديد است و اعمال تمايزات و روش‌هاي تبعيض ‌گونه كه در عملكرد اجرايي كشور وجود دارد نه تنها منطبق با نيازهاي جامعه امروزي نيست بلكه بخشي از توانايي و ظرفيت‌هاي موجود در بين اقليت‌هاي قومي در اداره امور و استفاده از توان مشاركتي، آنان كنار گذاشته شده مسلماً اصرار بر روش‌هاي ايدئولوژي و سنتي مانند در امور اجرايي شكاف‌هاي موجود را عميق‌تر مي‌نمايد.

6ـ در بين قوميت‌ها و اقليت‌هاي مذهبي عليرغم نارسايي‌ها و محروميت‌هايي كه در همه ابعاد چه در امور اجرايي و چه در برخورد با عوامل فرهنگي ملموس است اما هنوز نسبت به تماميت ارضي و چارچوب قانوني نظام، تقابل و تعرضي محسوس به صورت سياسي شكل نگرفته است و در رابطه با اصلاح‌ روش‌ها و فراهم ساختن فضاي غيرتمايزگونه اميدواري‌ها از بين نرفته و حكومت در وضعيت موجود نيز از ظرفيت و امكانات زيادي براي تغيير رويه برخوردار است كه به صورت راه حلي فوري و ملموس مي‌توان در بين اقليت‌ها و مناطق قومي از اصرار بر برگزيدن مديران صادراتي و يا روابطي چشم پوشيد و از ظرفيت مديران بومي در تحكيم روابط ملي به سمت جذب مديريتي كارآمد در محيطي مأنوس كه به صورت منطقي قابل توجيه مي‌‌باشد حركت كرد؛ مسلماً‌ اين عمل بخش عمده‌اي از بروكرات‌ها و تحصيلكردگان را كه به حاشيه رانده شده‌اند و در آينده ممكن است توان بالقوه جنبش‌هاي راديكال قومي را تشكيل دهند وارد يك روند اجرايي و قانوني نموده كه هم مي‌تواند ساختار غيرطبيعي و كم توان نهادهاي اجرايي در اين مناطق را بهبود بخشد و هم بخش قابل توجهي از پتانسيل بالقوه جنبش‌هاي راديكال قومي را تعديل و به سمت روندي قانوني جهت حل معضلات موجود به صورت فعال هدايت نمايد. و در غير اين صورت مسلماً‌ روح كثرت‌گرايي و زمينه تحمل و بردباري و همزيستي محدودتر گشته و نهايتاً‌ اعتماد عمومي قوميت‌ها خدشه‌دار مي‌گردد.

7ـ فرهنگ ايراني منحصر به فرهنگ قوميت فارس يا زبان فارسي نيست بلكه ساير قوميت‌ها در اين فرهنگ علي‌القاعده نقشي دارند اما در عمل قوميت‌هاي ايراني و فرهنگ آنها در محدوده جامعه ايراني معرفي و شناسانده شده‌اند. فرهنگ ايران مجموعه‌اي از تمامي زبان‌ها و هويت‌ها است و امروز يك روشنفكر ايراني از ادبيات و فرهنگ دورترين نقطه جهان آشنايي و آگاهي كافي دارد اما اين نقص است كه به ادبيات زبان‌هاي بلوچي، كردي و... داخل ايران بندرت آشنا باشد و اين چيزي نيست جز محروميتي خودخواسته يا ستمي به فرهنگ جامعه ايران زمين كه با اعمال انواع محدوديت‌ها و ايحاد حساسيت‌ها مانع از گسترش فرهنگ قوميت‌ها در سطح ايران بوده تا يك داد و ستد سالم‌تر فرهنگي در درون جامعه ايراني برقرار باشد.

8ـ اگر زماني دخالت بيگانگان و ناتواني حكام وقت در اداره امور به جدايي قسمتي از خاك ايران منجر گرديد دلايل آن كمتر به مسائل قومي مربوط مي‌شود، كه ترس و واهمه از خدشه‌دار شدن تماميت ارضي تا اين حد دامنگير مسائل قومي در اين كشور باشد و هر نوع تغيير در رويه برخورد با قوميت‌ها صرفاً با ديدگاه‌هاي امنيتي ارزيابي شود. واقعيت امر اين است كه هرگز جدايي‌طلبي در ايران به عنوان يك جنبش در بين قوميت‌ها مطرح نبوده و در بدترين موقعيت ممكن همانند اوايل انقلاب كه حاكميت مركزي هنوز پا نگرفته و دستگاه دولتي هنوز به شكل سامان يافته از قدرت كافي برخوردار نبود در همان دوران هم درخواست‌هاي راديكال نتوانست به تماميت ارضي لطمه‌اي وا دارد هر چند عملكرد خشونت‌آميز اين گروه‌ها در بعضي مناطق مانند كردستان و يا بلوچستان روند شكل‌گيري تفاهمات ملي را تا حدودي خدشه‌دار نمود و ضرايب حساسيت‌ها را آنچنان بالا برد كه مجال طرح اين گونه مسائل را بسيار محدود ساخت ولي در كل جدايي از چارچوب ارضي ايران هرگز به صورت خواست قوميت‌ها مطرح نبوده و به اين ترتيب نگراني حاكميت متمركز و اعمال سياست تمايزگونه از سوي برخي مسؤولان، بيشتر بر بنيان پيش فرضهاي غير واقع بينانه استوار بوده است.

9ـ وضعيت همجواري اغلب قوميت‌ها با كشورهاي همسايه و داشتن اشتراك نژادي، قومي و فرهنگي با بخشي از ساكنان آن ممالك در موقعيتي كه اقليت‌هاي قومي در كشورهايي مانند عراق، تركيه و يا افغانستان كه با نوعي شكل‌گيري روندگفتمان توافقي توأم است بروز هر نوع تحولي در آينده اين قوميت‌ها در كشورهاي همسايه مسلماً در شكل‌گيري فضاي قوميت‌هاي ساكن در ايران بي‌تأثير نخواهد بود. اما دورانديشي در مقابله با تأثيرات منفي و جلوگيري از گسترش فضاي راديكاليسم نمي‌تواند به معناي اعمال محدوديت‌ها و حساب‌هاي سختگيرانه در مناسبات قومي يا مرزي باشد. مي‌توان به نحوي مثبت با اتكا به اين اشتراكات روابط و مناسبات سالم را گسترش داد. اعمال سياست‌هاي سختگيرانه عموماً‌ زماني صورت مي‌گيرد كه ما در شكل دادن يك روند مثبت از اعتماد به نفس كافي نسبت به اقدامات خود برخوردار نباشيم.

10ـ زبان و ادبيات قوميت‌ها از مؤلفه‌هاي مهم فرهنگ ملي به شمار مي‌آيند. در جهان امروز، نابودي زبان‌هاي محلي و قومي حداقل در حد گونه‌هاي مختلف در حال انقراض طبيعي يا حيواني محل نگراني صاحبنظران و آسيب شناسان مستقل اجتماعي بوده است، كه در پي نجات آنها تلاش مي‌كنند. متأسفانه برخي در ايران نه تنها هيچ تمايلي براي حفظ و نگه‌داشتن اين زبان‌ها كه سرشار از خاطره و هويت قرن‌ها تجربه زيستي مشترك يك قوميت را تشكيل مي‌دهند، ندارند چه بسا طرفدار سياست‌هايي در جهت تسريع روند نابودي آنها هستند. در عصري كه عصر انفجار اطلاعات ناميده مي‌شود و هر گروهي به راحتي مي‌تواند از امكان پخش و چاپ و نشر در هر گوشه‌اي از جهان با استفاده از تسهيلات اينترنتي و يا ماهواره‌اي برخوردار شود، سياست‌هاي تنگ نظرانه در اين زمينه پاسخگو نخواهد بود.

11ـ برخورد روشنفكران و نخبگان جامعه ايران به مسأله قوميت‌ها قابل تعمق است. دغدغه خاطر اغلب روشنفكران ايراني در برابر مسأله قوميت‌ها بيشتر معطوف به تماميت ارضي كشور بوده است تا نقادي قدرت. آنان هرگز نتوانسته‌اند يا نخواسته‌اند اين دو موضوع را از هم تفكيك نمايند و در تحكيم تماميت ارضي روش اعمال قدرت را به چالش بطلبند و رابطه تضمين حقوق قوميت‌ها را با تماميت ارضي ايران تعريف و معيارهاي آن را مشخص نمايند. به نظر مي‌رسد تجديدنظر در نوع نگاه به اين مسأله ضروري است.

 

کریم باشنده

 

ارتباط با پیام بلوچ

 

 

Hit Counter

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:28  توسط عبد الاحد  | 

بررسی نگرش دانشجویان بلوچ نسبت به هویت ملی

بررسی نگرش دانشجویان بلوچ نسبت به هویت ملی

 

مقدمه

 

هویت ملی كه به معنای احساس تعلق به یك دولت ـ ملت در چارچوب یك سرزمین معین فرهنگ، تاریخ، خاطرات، ادبیات و زبان مشترك و اراده با هم‌زیستی می‌باشد، از مفاهیمی است كه در دوران معاصر، بعد از شكل‌گیری دولت‌ ـ ملت و دولت ملی در غرب، موضوعیت یافت. هویت ملی در یك كشور، لازمه و پیش‌‌نیاز همبستگی و وفاق اجتماعی و یكپارچگی ملی است. از آن‌جا كه یك بخش از هویت ملی برپایة برخی از عناصر هویت قومی شكل می‌گیرد و بنابر‌این ممكن است،‌ یك یا تعدادی از این عناصر، حالتی عام یا مشترك نداشته باشند و از طرفی ملت به معنای شهروندان یك كشور است كه از حقوق و تكالیف مشابه و برابری برخوردارند، در جوامع چند قومی، بحث هویت ملی، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. از نیمة دوم قرن بیستم تا به حال، با توجه به اینكه، بحران‌های قومی بسیار متعددی در دنیا بویژه در كشورهایی نظیر اتحاد جماهیر شوروی سابق، یوگسلاوی و بسیاری از كشورهای آفریقایی و خاورمیانه بویژه ایران، روی داده است و از طرفی بیش از نود درصد كشورهای دنیا چند قومی هستند، موضوع قومیت و ناسیونالیسم قومی و تقابل آن با هویت ملی، چه در سطح سیاست و اجتماع و چه در علوم اجتماعی و سیاسی از اهمیت فزاینده‌ای برخودار شده است. تحقیق حاضر در همین راستا، در پی آن است كه با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت پرداختن به این مسأله در ارتباط با قومیت بلوچ بویژه با توجه به سوابق جنبش‌های قومی در بلوچستان و نیز موقعیت استراتژیك آن،‌ نگرش دانشجویان بلوچ به عنوان یك قشر از نخبگان بلوچ را نسبت به هویت ملی ایرانی بررسی نماید.

 

الف) طرح مسأله

 

هویت كه در سطح فردی و اجتماعی از مهمترین مباحث جامعة بشری است، در اصطلاح علمی به معنای چیستی‌شناسی یا كیستی‌شناسی است. اینكه افراد جامعه خود را “كه” یا “چه” بدانند، درواقع هویت خود را مشخص می‌‌نمایند. هنگامی كه از فردی در‌بارة هویت او سؤال می‌كنیم در واقع منظورمان این است كه او، خود را چگونه معرفی می‌كند یا می‌شناسد. این همان چیزی است كه“ مانفردكان” و“ توماس كلاتو” در سال 1954 با تهیة یك آزمایش بیست سؤالی یا تست مشهور [1]T.S.T در پی آن بودند تا برای توصیف “خود” از نظر فرد و به عبارت دیگر هویت او، از افراد بخواهند به سؤال “من كیستم؟” با بیست خانة خالی جهت پاسخ، جواب بدهند.(توسلی324 : 1374)

هویت، سطوح و جنبه‌های گوناگونی دارد كه هم‌زمان با رشد فرد حاصل می‌شوند در سطح كشور و به عبارتی دولت ـ ملت، هویت ملی مطرح می‌شود كه بنا به نظر بسیاری از صاحبنظران، از مهمترین اشكال هویت جمعی می‌باشد. از مهمترین عواملی كه توجهات ویژه‌ای را به طرف هویت ملی جلب نموده‌اند، بحران‌های قومی بوده‌اند كه در نیمة دوم قرن بیستم میلادی بو‌یژه اواخر آن بروز كرده‌اند. در قالب این بحران‌ها، هویت قومی در مقابل هویت ملی برجستگی پیدا كرده و در تضاد با آن قرار گرفته است. چنین چیزی بیشتر به بعد سیاسی هویت ملی بر‌‌‌می‌گردد. ما با تأكید بر بعد سیاسی هویت ملی، به زمینه‌ها و عواملی خواهیم پرداخت كه در چارچوب یك هویت قومی بر نوع و شدت نگرش، نسبت به هویت ملی تأثیرگذار هستند. موضوع دولت ـ ملت در ایران بعد از انقلاب مشروطیت و تلاش دولت برای شكل‌گیری هویت ملی، از زمان رضاخان تا به حال، در بسیاری از موارد، تضادهایی بین هویت قومی اقوام نظیر كردها، آذری‌ها و بلوچ‌ها و هویت ملی مورد نظر حكومت مركزی ایران وجود داشته و به صورت درگیریهایی بین این اقوام و دولت مركزی بروز نموده است. از آن جمله می‌توان به بحران‌های قومی اشاره نمود كه در دوران رضاخان، محمدرضاشاه و بعد از انقلاب اسلامی در بلوچستان بروز نموده‌اند.

از آن‌جا كه در بر‌جسته شدن هویت قومی در برابر هویت ملی، بناچار نقش‌آفرینی یك گروه نخبه ضرورت دارد، توجه ما به دانشجویان معطوف می‌شود. علت این است كه دانشجویان جزو نیروهای فعال جامعه بوده و حداقل یك گروه نخبة بالقوه به ‌شمار می‌روند. نقشی كه دانشجویان و جنبش‌های دانشجویی در تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع فعلی دارند، به خوبی گواه این امر می‌باشد. در بلوچستان ایران نیز، می‌توان نقش دانشجویان را در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی اخیر، بو‌یژه در اواخر دوران پهلوی و بعد از انقلاب، ردیابی نمود. در شرایط فعلی نیز كه دانشجویان بلوچ با نخبگان مذهبی بلوچستان در ارتباط تنگاتنگی بوده و به خاطر داشتن گرایش‌های مذهبی برخلاف دانشجویان چپگرای اواخر دورة پهلوی و اوایل انقلاب از محبوبیت و نفوذ نسبتاً زیادی در بین مردم برخوردارند و علاوه بر این سرداران و سران طوایف تا حد زیادی جایگاه گذشتة خویش را از دست داده‌اند، توجه به جایگاه و نقش دانشجویان، از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود. در كنار همة این موارد، محیط دانشگاه و نقشی كه در فراهم نمودن تعاملات بین گروه‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها و اقوام مختلف ایفا نموده و بنابراین در شكل‌گیری و تكوین نگرش‌های دانشجویان و نیز هویت آنها اهمیت زیادی دارد، خود توجه ویژه‌ای می‌طلبد. در راستای مطالبی كه ذكر گردید، تحقیق حاضر در پی آن است تا نگرش دانشجویان بلوچ را نسبت به هویت ملی بسنجد.

 

ب) سیر تاریخی موضوع

 

اگر از نظر رابطة بین هویت ملی و هویت قومی به تحولات تاریخی ایران نگاه كنیم و بروز جریانات سیاسی محلی‌گرا را به‌عنوان برجسته شدن هویت قومی در برابر هویت ملی در نظر بگیریم، می‌توان گفت تا قبل از تشكیل دولت مدرن در زمان رضاخان، از آن‌جا كه دولت مركزی به‌عنوان منادی و تحمیل‌كنندة هویت ملی ایفای نقش نمی‌كرد، ما هیچ‌گاه شاهد تقابل هویت قومی با هویت ایرانی موجود نبودیم. و به عبارت دیگر، هویت قومی هرگز در برابر هویت ایرانی برجستگی پیدا نكرده و سیاسی نشده بود. از آن‌جا كه در هر منطقه، سران طوایف به‌عنوان نماد هویت قومی حاكمیت را در دست داشتند و آنها نیز به‌صورتی هر چند غیر مستمر در مواقع أخذ مالیات یا تأمین نیروی نظامی، تابع دولت مركزی یا پادشاه به‌عنوان نماد هویت ایرانی بودند، بین این دو هویت تقابلی وجود نداشت و در واقع، این دو هویت به هم وابسته بودند.

در مواردی نیز كه بین دولت مركزی و سران طوایف اختلاف و حتی درگیریهایی ایجاد می‌شد این اختلاف ناشی از یك شكاف هویتی قومی ـ ایرانی نبود، و به همین جهت با اعلام تبعیت مجدد آن سران از دولت مركزی و یا حداكثر جایگزینی آنها با افرادی دیگر از همان طایفه كه اغلب از اعقاب و یا خویشاوندان همان سران بودند پایان می‌یافت .

بعد از تشكیل دولت مدرن از زمان رضاخان تا به حال، سعی دولت‌ها برای ایجاد هویت ملی از آن‌جا كه جنبة تحمیلی داشته، فاقد پایبندی به مبانی اصلی هویت ملی بویژه حقوق شهروندی بوده و با بسیاری از نمادها و عناصر هویت قومی منافات داشته است، و سیاسی شدن و تضاد هویت قومی با هویت ملی را به همراه آورده است. به همین جهت تلاش‌ها برای ایجاد یك هویت ملی واقعی و پایدار،‌ حداقل در میان برخی از قومیت‌ها با موفقیت چندانی همراه نبوده و حداكثر منجر به ایجاد یك هویت ملی ظاهری و شناسنامه‌ای شده است. این تلاش دولت مركزی موجب شده است كه در عكس‌العمل با آن،‌ نخبگان محلی و غیر‌محلی و نیز برخی نیروها و عوامل بین‌المللی با تأكید شدید بر عناصر هویت قومی، موجبات برجستگی و سیاسی شدن آن در برابر هویت ملی را فراهم می‌آورند. بحران‌های قومی كه بعد از حكومت رضاخان تا به حال بروز نموده‌اند، به خوبی بیانگر این امر هستند. دوره‌هایی را هم كه ظاهراً منطقه آرام بوده و خبری از بحران‌های قومی وجود نداشته است، می‌توان ناشی از سر‌كوب دولتی یا به رسمیت شناخته شدن هر چند محدود نخبگان محلی و یا فراهم شدن زمینه‌هایی برای مشاركت سیاسی این نخبگان  توسط دولت دانست.         

اگر در شرایط فعلی از نظر توسعة اقتصادی و اجتماعی به استان سیستان و بلوچستان توجه نماییم، به راحتی سیمای فقر، محرومیت و توسعه نیافتگی را در آن، بویژه در ناحیة بلوچستان می‌بینیم. این استان، هنوز توسعه‌نیافته‌ترین استان كشور است و براساس اغلب شاخص‌های اجتماعی ـ اقتصادی در سال 1375، این استان از كمترین میزان توسعه‌یافتگی و به عبارتی از بیشترین میزان محرومیت در میان استان‌های كشور، برخوردار بوده است و با این وجود، به‌طور نسبی از اعتبارات بسیاری پایینی بهره‌مند شده است.

از نقطه نظر سیاسی، رویداد دوم خرداد‌ماه و انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری را می‌توان نقطة عطفی در رابطة مردم و نخبگان بلوچ با ساختار سیاسی كشور دانست. این امر در بسیاری از موارد بویژه انتخابات، مشاركت سیاسی مردم را در حد بسیار بالایی ‌رساند. میزان شركت در انتخابات ریاست جمهوری در سال 76 و80 و درصد آرای آقای خاتمی در استان سیستان و بلوچستان به خوبی بیانگر این امر می‌باشد. در این شرایط، امید دستیابی به وضعیتی مناسب‌تر و رفع بسیاری از تبعیض‌های موجود، ضمن امیدواری بیشتر مردم بلوچ به نظام سیاسی حاكم بر ایران، ارتباط آنها با دولت را بیش از پیش بالا برده است.

 

ج)مبانی نظری تحقیق

 

1ـ نگرش2

 

نگرش، گرایش یا ایستار، بنا به نظر آلپورت “یك حالت روانی و عصبی آمادگی است كه از طریق  تجربة سازمان یافته و تأثیری هدایتی یا پویا بر پاسخ‌های فرد در برابر كلیة اشیاء یا موقعیت‌هایی كه به آن مربوط می‌شود دارد”. (كریمی، 3-262 : 1377)

كودك با گذراندن وقت خویش با والدین، همبازی‌ها، هم‌كلاسی‌ها و معلمان خود، از طریق فرایندهایی مانند تداعی، تقویت و تقلید، باورهایی شبیه باورهای آنها كسب می‌كند و در نتیجه از نظر نگرش، همانند آنها می‌شود. نگرش‌های كودكان همانند نگرش‌های خانواده است. در دورة دانشگاه، نگرش دانشجویان از بیشترین امكان تغییر برخوردار می‌شود. نگرش‌ها پس از شكل‌گیری از ثبات بیشتری برخوردار شده و تابع اصل ثبات‌شناختی هستند. یعنی در برابر تغییر، مقاومت می‌كنند. حتی اگر اطلاعات مغایر با نگرش‌ها به فرد برسد، فرد سعی می‌كند آنها را با چارچوب نگرش خود تطبیق دهد.

 

2ـ هویت

 

هویت از نظر لغوی در “فرهنگ زبان فارسی”‌ عبارت است از “آن‌چه كه موجب شناسایی شخص یا چیزی می‌شود.” (مشیری 1177 : 1369) معادل انگلیسی هویت، «Identity  »است كه دارای دو معنای اصلی می‌باشد. معنای اول، همانند مطلق (به‌صورت “این”‌ عین “آن”) و معنای دوم، تمایزی است كه از ثبات و تداوم زمانی برخودار می‌باشد.(جنكینز، 3 : 1996)

هویت، ظاهراً از دو معنای متضاد “همانندی” و “تمایز”‌ برخوردار است. اما اگر با كمی دقت معلوم شود كه این دو معنا، مكمل هم و دو روی یك سكه هستند. به عبارت دیگر، سكة هویت دو روی دارد: “همانندی با گروهی” و دیگری “تمایز از دیگران”. واژة هویت در ابتدا توسط روان‌شناس معروف اریك اریكسون بكار برده شد. به نظر او،‌ هویت یك مرحله از تحول جسمی شخصیتی انسان است كه به هویت سطحی یا فردی معنا شده است. این وضعیت در بردارندة مفاهیمی است كه همسانی وتداوم شخصیت فرد را تضمین می‌كند. بر این اساس، نیاز انسان به امنیت، ثبات و نظم و نیز تعلق داشتن به واسطة كسب هویت برآورده می‌شود. (پالمر و دیگران،142 : 1371)

زمینه‌های ذهنی هویت، به ‌صورت ناخودآگاه،‌ در جریان تعاملات فرد با دیگران و به واسطة شناسایی‌هایی كه آنها از فرد دارند شكل می‌گیرد. ساختمان هویت فرد، در جوانی شكل می‌گیرد. اما مصالح آن، در هویت‌شناسی‌های اولیه ساخته می‌شود. اولین مرحله در شكل‌گیری هویت، خانواده است. فرد به تدریج وارد اجتماعات دیگری چون محله، قبیله، قوم، طبقه و… می‌شود. نقش خانواده و نگرش‌های والدین در هویت‌شناسی فرد بسیار مهم است، اما سایر اجتماعات نیز برحسب شرایط، می‌توانند تأثیر مهمی بر شكل‌گیری هویت داشته باشند. (6-55 : 1377)

هویت می‌تواند براساس تأكید بر ابعاد تمایز یا همانندی به ترتیب فردی یا جمعی باشد اما در هر صورت اجتماعی، است به عبارتی دیگر، هویت هرچند به وسیلة فرد ابراز می‌شود و به تعریف و شناسایی فرد از خودش یا انتسابش به گروه‌ها مربوط است، اما اساساً مقوله‌ای اجتماعی می‌باشد. چرا كه افراد هویت خود را در روند اجتماعی شدن و یا در طی تماس با دیگران كسب می‌كنند. هویت در نظریات جامعه‌شناسی بیشتر در دیدگاه كنش متقابل نمادی مورد تأكید قرار گرفته و به‌صورت “خود” مطرح شده است.

دولت و قدرت سیاسی می‌توانند در فرایندهای حفظ و تغییر هویت نقش محوری داشته باشند و بخصوص هویت‌های اسمی را كه برای دسته‌بندی مردم به كار می‌روند، به راحتی تغییر دهند، حفظ نمایند و یا تحمل كند. (جنكینز، 28-19 : 1996)

 

3ـ هویت ملی4

 

هویت ملی، نمونة برجسته‌ای از هویت جمعی است و شاید كمتر شكلی از اشكال هویت جمعی در شرایط امروزی بتواند به پای اهمیت هویت ملی برسد. اهمیت مفهوم هویت ملی نسبت به سایر انواع هویت جمعی، در تأثیر بسیار آن به حوزه‌های متفاوت زندگی در هر نظام اجتماعی است؛ مثلاً هویت ملی در حوزة‌ سیاست، آرمان‌ها را تحقق می‌بخشد و یا به قدرت حاكم مشروعیت می‌دهد و بر میزان نفوذ آن می‌افزاید. (197 : 1379)

هویت ملی، هویتی است مبتنی بر تشابه منظم و معنی‌دار بین گروهی از افراد به نام ملت در چارچوب یك سرزمین و دولت ملی خواص و تمایز آنها از ملت‌های دیگر. هنگامی كه بحث سرزمین به صورت واحد‌های سیاسی مجاز مطرح گردید موضوع ملت پیش آمد، تا مردم سرزمین در قالب یك اجتماع تخیلی خود را یك ملت واحد تصور نمایند. بنابراین می‌توان ملت را یك “اجتماع تخیلی” دانست كه اعضای آن نه چندان همدیگر را می‌شناسد، نه چندان همدیگر را می‌بینند اما بر این باورند كه همگی عضو یك ملت واحد هستند، ملت گروهی از مردم است كه به واسطة احساس خویشاوندی یا تبار مشترك، تصور تعلق به یك اجتماع گسترده را در خود پرورانده‌اند. برای نخستین بار در برخی كشورهای اروپایی دولتی كه بعدها به‌صورت یك دولت درآمد با تأكید بر عناصر قومیت و هویت قومی همانند زبان در طی فرایند‌ ملت‌سازی موفق گردید درمردم سرزمین خویش تصور یك ملت بودن را ایجاد نماید. شكل‌گیری هویت ملی نیز حاصل چنین فرایندی بود. تشكیل دولت ملی كه پدیده‌ای خاص دوران جدید است به معنی عبور از هویت‌های سنتی، همچون مذهب، قوم، قبیله‌ای و كاست به هویت جدید ملی است. در این مرحله به جای اینكه افراد خود را بر اساس تعلق مذهبی، قبیله‌ای یا نژادی شناسایی كنند بر اساس تعلق به ملتی خاص با جغرافیایی معین و نظام حكومتی معینی، شناسایی می‌شوند.(قیصری، 50-49 : 1377)

با توجه به اینكه در اغلب موارد، ملت‌سازی بنیادی قومی دارد، در جوامع چند قومی در ‌صورتی كه هویت ملی تنها بر عناصر فرهنگی یك قوم متكی بوده و در نتیجه موجب محرومیت یك یا تعدادی از اقوام از برخی حقوقشان شود و بنابراین مورد تبعیض و نابرابری قرار گیرند یا آن را احساس نمایند، به راحتی امكان برجسته شدن یا تقویت شدن هویت قومی در مقابل هویت ملی وجود دارد. این امر می تواند محركی قوی برای دست یازیدن به اعمال سیاسی و مدعی شدن برای حق تعیین سرنوشت و درنتیجه بحران‌های قومی شود. (ایوبی 30-29 : 1377)

با توجه به این امر، ارتباط بسیار نزدیك هویت ملی با حقوق شهروندی روشن می‌شود. شهروندی ‌شأنی است كه در آن به‌طور ضمن برابری انسان‌‌هایی كه عضویت یك ملت و دولت ملی را پذیرفته‌اند تأكید شده است. این تساوی و برابری در حقوق شهروندی است. حقوقی كه به‌طور رسمی تمامی اعضای یك ملت سوای تمایزات نژادی، زبانی و قومی دارای آن هستند. اهم این حقوق عبارتند از‌: برابری و تساوی در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه، فرصت‌های اساسی مانند تحصیلات، شغل مناسب، امكانات رفاهی، حقوق و امتیازات قانونی و مشاركت سیاسی. (قیصری 13-50 :1377)

 

د) جمع‌بندی مباحث تئوریك

 

براساس یك چارچوب نظری تلفیقی، می‌توان عوامل مؤثر بر نگرش نسبت به هویت ملی را در چهار مقوله قرار داد. یكی فرایند جامعه‌پذیری است كه دربرگیرندة متغیر خانواده، همسالان و گروه‌های مرجع می‌باشد. رسانه‌های گروهی و دانشگاه به ‌صورت تعداد ترم‌های تحصیلی گذرانده شده نیز جزو عوامل جامعه‌پذیری هستند. اما از آن‌جا كه این دو متغییر را می‌توان به‌طور مشخص‌تر در قالب كسب اطلاعات یا آگاهی به ‌عنوان یكی از عوامل مؤثر بر تكوین نگرش‌ها، قرار داد، ما آنها را در مقولة دوم تحت عنوان آگاهی قرار می‌دهیم. مقولة سوم تحت عنوان نیازها مطرح می‌گردد؛ در این مقوله می‌توان متغیرهای احساس تبعیض و احساس محرومیت را قرار داد. هم‌چنین بحث رضایت را كه ناشی از ارضاء نیازها می‌باشد می‌توان در این مقوله گنجانید. سه متغیر پایگاه اقتصادی ـ‌ اجتماعی، جنسیت و محل سكونت را می‌توان تا حدودی با بحث موقعیت و نیز بحث تعلق گروهی مرتبط دانست و مسامحتاً در مقوله‌ای تحت عنوان “موقعیت اجتماعی”‌ قرار داد. عضویت گروهی نیز كه بسیار نزدیك به بحث تعلق گروهی است در این مقوله قرار می‌گیرد.

 

هـ )مبانی روشی تحقیق

 

1ـ متغیرهای مورد بررسی

 

الف) متغیرهای مستقل: این متغیرها به‌طور مختصر در زیر معرفی می‌شوند:

 

1ـ جنسیت: متغیر اسمی با دو ارزش زن و مرد.

2ـ خانواده: با عنوان پیوستگی خانواده ( میزان تبعیت از خانواده)، متغیر ترتیبی با پنج ارزش خیلی زیاد، زیاد، متوسط، كم و خیلی كم.

3ـ‌ همسالان: با عنوان پیوستگی با همسالان ( دوستان صمیمی)، متغیر ترتیبی با پنج ارزش همانند خانواده.

4ـ گروه‌های مرجع: با عنوان پیوستگی با گروه‌های مرجع (اساتید، علماء و (…، متغیر ترتیبی با پنج ارزش همانند خانواده.

5ـ‌ محل سكونت خانواده: متغیر اسمی با دو ارزش شهر و روستا.

6ـ پایگاه اقتصادی ـ‌ اجتماعی: براساس شاخص‌های نوع منزل مسكونی خانواده و ارزش آن، شغل پدر، تحصیلات پدر و درآمد (هزینة زندگی خانوادة پدری)، متغیر ترتیبی به سه ارزش بالا، متوسط و پایین.

7ـ تعداد ترم‌های تحصیلی گذرانده شده: متغیر نسبی.

8ـ رسانه‌های گروهی: براساس میزان استفاده از روزنامه، رادیو و تلویزیون، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

9ـ عضویت گروهی:  براساس عضویت در انجمن‌های هنری، علمی، ادبی، تیم‌های ورزشی، جامعة اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان، متغیر ترتیبی با چهار ارزش زیاد، متوسط، كم و عدم عضویت.

10ـ رضایت: با عنوان رضایت از كشور براساس رضایت از زندگی، كار و تحصیل در ایران، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

11ـ احساس تبعیض: براساس تبعیض نسبت به حقوق شهروندی شامل بودجه و امكانات آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی در استان، فرصت‌های دستیابی به مقامات سیاسی و اداری، حقوق و امتیازات قانونی، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

12ـ‌ احساس محرومیت: براساس احساس محرومیت نسبت به امكانات آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی در استان، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد،‌ متوسط و كم.

 

ب) متغیر وابسته

 

در این پژوهش نگرش نسبت به هویت ملی براساس سه شاخصه سنجیده شده است. برایند یا معدل گرایش نسبت به این سه شاخص، نشان‌دهندة نگرش نسبت به هویت ملی می‌باشد. نگرش نسبت به ملت،‌ براساس تركیبی از طیف‌های بوگاردوس، گاتمن و لیكرت كه شامل هفت گویه است سنجیده می‌شود.

گویه‌ها كه حالتی انباشتی دارند عبارتند از:

 

1ـ‌ آیا حاضرید كه خواهرتان با یك غیر‌بلوچ ازدواج كند؟

2ـ آیا حاضرید با یك غیربلوچ مشاركت اقتصادی كنید؟

3ـ آیا حاضرید در همسایگی با یك غیربلوچ با او رفت و آمد و معاشرت كنید؟

4ـ آیا حاضرید یك غیربلوچ را به همسایگی بپذیرید؟

5ـ آیا حاضرید یك غیربلوچ را به‌عنوان همكار بپذیرید؟

6ـ‌ با این نظر عظیم كه می‌گوید: من اصلاً خوشم نمی‌آید با بلوچ‌ها هموطن باشم.

7ـ با این نظر گمشاد كه می‌گوید: اگر زورم می‌رسید تمام غیر‌بلوچ‌ها را از این منظقه بیرون می‌كردم. نمره‌ای كه براساس ضریب گویه‌ها و پنج گزینة كاملاً موافق تا كاملاً مخالف هر گویه به دست می‌آید، در نهایت بیانگر نسبت به ملت در پنج سطح خیلی مثبت، مثبت، بی‌تفاوت، منفی و خیلی منفی می‌باشد.

نگرش نسبت به سرزمین مشابه با طیف لیكرت و براساس چهار گزینة زیر سنجیده می‌شود:

1ـ زندگی در ایران را به هر جای دنیا ترجیح می‌دهم.

2ـ لازم است هنگام تجاوز از ایران دفاع كنیم.

3ـ ایران به عنوان وطن هیچ اهمیتی برای من ندارد.

4ـ من به ایرانی بودن خود افتخار می‌كنم.

نگرش نسبت به دولت همانند نگرش نسبت به سرزمین و براساس پنج گزینة زیر سنجیده می‌شود‍:

1ـ‌ حكومت ایران یك حكومت مردمی بوده و رابطة آن با مردم خوب است.

2ـ همكاری با حكومت در اجرای برنامه‌هایش لازم است.

3ـ نظام حاكم بر ایران، برای من اهمیت چندانی ندارد.

4ـ سران حكومت دلسوز بوده و به فكر كشور هستند.

5ـ حكومت ایران یك حكومت مستقل بوده و این مایة افتخار است.

 

در نهایت براساس نمرات سه شاخص فوق، نگرش نسبت به هویت ملی به‌صورت یك متغیر ترتیبی با سه ارزش مثبت، بی‌تفاوت و منفی سنجیده می‌شود.

لازم به ذكر است كه برای تبیین مناسب‌تر رابطة بین متغیرهای اصلی سه متغیر توصیفی نیز در پرسشنامه گنجانیده شده كه عبارتند از:

1ـ رتبة قوم بلوچ در میان اقوام ایران در بهره‌برداری از امكانات و فرصت‌های موجود در كشور از نظر پاسخگویان.

2ـ‌ معیارهای مسئولین حكومتی برای ابراز توجه به مردم ( همانند تخصیص بودجه، امكانات و فرصت‌های شغلی) از نظر پاسخگویان.

3ـ‌ ترتیب هویت پاسخگویان: جهت مقایسه سه هویت ایرانی، هویت قومی بلوچ و هویت دینی مسلمانی.

2ـ روش تحقیق

 

در پژوهش حاضر، از روش پیمایش مقطعی1 استفاده شده است، كه به كمك پرسشنامه انجام گرفته است. پرسشنامة نهایی بعد از انجام یك آزمون مقدماتی با استفاده از پرسشنامة اولیه در بین 25 نفر از دانشجویان و انجام تحلیل عامل و آزمون اعتبار و روایی تهیه گردید. جامعة آماری تحقیق، كلیة دانشجویان پسر و دختر بلوچ بودند كه در سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشكی زاهدان و دانشگاه آزاد زاهدان در مقطع كارشناسی و بالاتر و در نیمسال دوم تحصیلی 80-79 در شهرستان زاهدان مشغول به تحصیل بودند. براساس فرمول كوكران حجم نمونه 145 نفر تعیین گردید.

در نهایت بر روی 154 نفر كار تحقیق انجام گرفت كه از این میان از دانشگاه سیستان و بلوچستان 50 نفر پسر و27 نفر دختر، از دانشگاه علوم پزشكی زاهدان 18 نفر پسر و 9 نفر دختر و از دانشگاه آزاد زاهدان 29 نفر پسر و 21 نفر دختر بودند.

 و) تجزیه و تحلیل داده‌ها

مهمترین نتایج توصیفی تحقیق عبارتند از:

1ـ احساس تبعیض در جمعیت مورد بررسی در حد بالایی است به‌طوری كه بیش از 90% آنها به میزان زیادی

احساس تبعیض می‌نمایند

2ـ احساس محرومیت نیر در حد بالایی بوده و 3/81% آنها به میزان زیادی احساس محرومیت می‌كنند.

 

3ـ نگرش نسبت به ملت در مجموع مثبت است. نزدیك به 60% آنها نسبت به ملت دارای نگرش مثبت یا خیلی مثبت هستند.

4ـ نگرش نسبت به سرزمین در مجموع مثبت است، به طوری كه نزدیك به 75% آنها نسبت به سرزمین دارای نگرش مثبت یا خیلی مثبت هستند.

5ـ‌ نگرش نسبت به دولت، در حد بی‌تفاوت است به‌طوری كه نزدیك به  70%  آنها نگرشی بی‌تفاوت تا خیلی منفی نسبت به دولت دارند.

6ـ نگرش نسبت به هویت ملی در جمعیت مورد بررسی تا حدودی مثبت است.

7ـ به نظر پاسخگویان رتبة قوم بلوچ نسبت به سایر اقوام ایرانی آخر یا هفتم است، به‌طوری كه  73/9%  آنها اعتقاد دارند قوم بلوچ از نظر امكان بهره‌برداری از فرصت‌ها و امكانات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در میان اقوام ایرانی از كمترین امكان برخوردار است.

8ـ‌ بنا به نظر پاسخگویان، معیار مسئولین برای تخصیص امكانات، فرصت‌ها و بودجه به مردم، نوع مذهب است. 6/45% آنها نوع مذهب و 8/35% آنها میزان پارتی را معیار اصلی می‌دانند. تنها درصد اندكی یعنی

7/0% معتقدند این معیار نوع قومیت است.

9ـ ترتیب هویت در جمعیت مورد بررسی، به ترتیب میزان اهمیت، هویت دینی یا مسلمانی، هویت ایرانی و هویت قومی یا بلوچی است، 7/70% آنها مسلمان بودن، 8/17% ایرانی بودن و 5/11% بلوچ بودن را هویت اول خود معرفی كرده‌اند.

10ـ از میان متغیرهای مستقل مورد بررسی تنها چهار متغیر پیوستگی خانوادگی، پیوستگی با همسالان، پیوستگی باگروه‌های مرجع و میزان رضایت از كشور با نگرش نسبت به هویت ملی رابطة معناداری داشتند. این امر بر نقش عوامل جامعه‌پذیری و رضایت در تكوین نگرش نسبت به هویت ملی و به عبارتی دیگر فرایند هویت‌یابی ملی تأكید می‌كند. اما با توجه به معكوس بودن رابطة عوامل جامعه‌پذیری با نگرش نسبت به هویت ملی روشن می‌گردد كه در فرایند جامعه‌پذیری دانشجویان بلوچ جریانی مخالف با هویت‌یابی ملی حكمفرماست.

11ـ تحلیل رگرسیون چند متغیرة انجام شده بر روی متغیرهای فوق نشان می‌دهد كه در میان چهار متغیر فوق

تنها متغیر رضایت از  كشور قدرت تعیین‌كنندگی دارد و حدود 22/4%  واریانس متغیر نگرش نسبت به هویت ملی را تعیین می‌نماید. این امر به معنای آن است كه باید دنبال متغیرهای دیگری براساس سایر دیدگاه‌های نظری بود تا بتوانند میزان بیشتری از ورایانس وبسته را تعیین نمایند، یا اینكه در تعریف هویت ملی در ایران تجدیدنظر نمود و بویژه نقش عنصر دولت در هویت ملی را مورد ارزیابی مجدد قرار داد.

 

ز) نتیجه‌گیری

 

 براساس نتایج حاصل از این تحقیق، تأكید نظریه‌های سطح خرد جامعه‌شناسی یعنی دیدگاه كنش متقابل نمادی بر نقش خانواده، گروه‌های همسالان و گروه‌های مرجع در روند جامعه‌پذیری یا شكل‌گیری “خود”‌ به‌عنوان هویت مورد تأكید قرار گرفته است. اما بر خلاف فرایند هویت‌یابی ملی در روند جامعه‌پذیری در كشورهای غربی ـ كه به‌طور عمده مدنظر این نظریه‌پردازان  بوده است‌ ـ در ایران ( حداقل در بلوچستان ) نقش این عوامل جامعه‌پذیری، القای نگرش منفی نسبت به هویت ملی می‌باشد. البته هم‌چنان‌كه نتایج توصیفی نشان می‌دهند این نگرش منفی به‌طور عمده متوجه دولت است و نه ملت و سرزمین، این امر ملی بودن دولت در ایران را (حداقل از نظر دانشجویان بلوچ) به زیر سؤال می‌برد و وجود آن‌چه را كه در غرب، دولت ـ ملت نامیده می‌شود، در ایران تأیید نمی‌كند.

همین امر به معنای تأیید این ادعای نظریه‌پردازان ابرازگرا در مورد قومی و ناسیونالیسم است كه هویت ملی پدیده‌ای جدید و مدرن بوده و توسط نظام سیاسی ایجاد می‌شود. برخلاف هویت ملی، هویت ایرانی بر مبنای دو عنصر مردم و سرزمین، هم‌چنان‌كه نتایج این تحقیق نشان می‌دهند، به‌طور نسبتًاًًقوی در میان دانشجویان بلوچ وجود دارد. این نوع هویت، كه در واقع نوعی هویت قومی است، براساس شواهد تاریخی از دیرباز در میان مردم بلوچ وجود داشته است. ترتیب هویتی دانشجویان نشان می‌دهد كه یك هویت قومی خاص با عنوان هویت بلوچی در مقابل این هویت ایرانی بروز نكرده است. این امر با نظریة استعمار داخلی هشتر كه استعمار نواحی پیرامونی در یك جامعة ملی توسط مركز و اعمال تبعیض و محرومیت نسبت به این نواحی را از عوامل بسیج قومی می‌داند همخوانی ندارد البته ترتیب هویت كه در آن هویت مسلمان بودن، هویت غالب و اول را در میان بلوچ‌ها تشكیل می‌دهد با این امر كه اغلب بلوچ‌ها تبعیضات را به‌طور غالب واجد جنبة مذهبی می‌دانند، مطابقت دارد و نشان دهندة تأكید بلوچ‌ها بر عناصر مذهبی خویش، در مقابل هویت مذهبی مورد نظر دولت می‌باشد. با توجه به این امر، اگر عنصر مذهب را یكی از عناصر هویت قومی بدانیم این امر می‌تواند با بسیاری از نظریه‌های بسیج قومی مطابقت داشته باشد.

احساس تبعیض و احساس محرومیت موجود كه در سطح بالایی بوده و بویژه در مورد حقوق شهروندی وجود دارند و با این حال هیچ رابطة معناداری با نگرش نسبت به هویت ملی ندارند، می‌تواند تأكید دیگری بر این مطلب باشد كه یك دولت ـ ملت، كه در قالب آن دولت ملی نقش زیادی در ایجاد و بقای هویت ملی دارد، در ایران وجود ندارد. چرا كه عامل اصلی از نظر مردم بلوچ در اعمال تبعیض و حتی محرومیت و در نتیجه نفی حقوق شهروندی، حكومت به شمار می‌رود. در واقع از آن‌جا كه تلاش دولت برای ایجاد هویت ملی مبتنی بر تعریف واقعی آن و از جمله تأكید بر حقوق شهروندی و ملت‌سازی نبوده است عملاً نتیجه‌ای معكوس داشته است و در میان قومیت‌هایی همانند بلوچ‌ها تنها یك هویت ظاهری و اسمی ایجاد كرده است.

هر چند هویت ایرانی به مفهوم تاریخی آن در میان قوم بلوچ وجود دارد اما در شرایط امروزی دنیا و لزوم ملی بودن دولت‌ها به معنای واقعی، خواه‌ناخواه لازم است یك هویت ملی مدرن، كه لازمة آن نگرش مثبت نسبت به همة عناصر آن و از جمله دولت است، ایجاد شود. حال كه اقدامات اقتدار‌‌طلبانه از زمان رضاخان تا به حال نتوانسته است حداقل در مورد بلوچ‌ها، یك چنین هویتی را ایجاد نماید، لزوم تجدید‌نظر در سیاست‌ها و برنامه‌های دولت آشكار می‌شود. احساس محرومیت و احساس تبعیض در این حد بالا، هیچ‌گاه با یك هویت ملی مدرن همخوانی نداشته و می‌توانند در شرایط بحرانی كشور، مشكلات حادی ایجاد نمایند. رسانه‌های جمعی كه از مهمترین ابزارهای دولت برای ایجاد هویت ملی و نیز همبستگی و وفاق ملی هستند، با توجه به اینكه براساس این تحقیق رابطة معناداری با هویت ملی نداشتند بیانگر این مطلب هستند كه نتوانسته‌اند به‌عنوان رسانه‌هایی ملی، اعتبار  چندانی را به خود جلب نمایند.

وجود نوعی تعارض هویتی از جنبة مذهبی بین بلوچستان و مركز كه قبلاً ذكر آن رفت، لزوم اتخاذ سیاست‌های عقلانی‌تری را در مورد ارتباط بین مذهب رسمی و مذهب تسنن و نیز رفع تبعیض‌های مذهبی موجود و یا حداقل احساس تبعیض‌هایی را كه دراین زمینه وجود دارد، روشن می‌سازد و ارادة لازم برای جلوگیری از نقش عوامل تندرو در ایجاد اختلافات مذهبی و دامن‌زدن به آنها را طلب می‌كند.

 

ح) پیشنهادها

 

راهبردهای كه براساس نتایج این تحقیق می‌توان برای فراگیر شدن هویت ملی در میان قومیت‌هایی همانند بلوچ‌ها پیشنهاد داد به‌طور مختصر عبارتند از:

1ـ تعریف مجدد هویت ملی توسط دولت با تكیه بر مبانی آن بویژه ملت‌سازی و حقوق شهروندی؛

2ـ بسیج منابع برای مثبت كردن نگرش مردم نسبت به هویت ملی بویژه با ایفای نقش نخبگان و رسانه‌های گروهی؛

3ـ وارد نمودن هویت‌یابی ملی در فرایند جامعه‌پذیری؛

4ـ رفع محرومیت‌ها و تبعیض‌های موجود در مورد موقعیت‌ها بویژه در زمینة حقوق شهروندی و مشاركت در امور جامعه؛

5ـ اعمال سیاست تكثرگرایی فرهنگی و خودداری از سیاست شبیه‌سازی فرهنگی

 

محقق : محمدعثمان حسین‌بر

 

كارشناس ارشد جامعه‌شناسی ـ تهران 

 

كلید واژه‌ها: اقلیت‌ها، ایران، بلوچ‌ها، دانشجویان‌ بلوچ، هویت ملی

 

 

مآخذ:

1-   آ‏‏لمان، فرنگیس (1375)، “ بررسی عوامل مؤثر بر هویت فرهنگی دانش‌آموزان”، پایان‌نامه كارشناسی ارشد امور فرهنگی دانشكدة علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

3-   ایوبی، حجت‌الله (بهار 1377)، “‌ شكاف‌های قومی و خشونت درپیكارهای سیاسی”‌، فصلنامه مطالعات

راهبردی، پیش شماره اول، صص37-19.

4-   پالمر، مونتی و دیگران (1371)، “ نگرش جدید به علم سیاست”، ترجمة منوچهر شجاعی، تهران،

مؤسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، چاپ سوم.

5- توسلی، غلامعباس (1374)، “ نظریة‌های جامعه‌شناسی”، تهران، نشر سمت، چاپ پنجم.

6- حاجیانی، ابراهیم (پاییز 1379)، “‌ تحلیل جامعه‌شناسی هویت ملی در ایران و چند فرضیه”، فصلنامه مطالعات ملی، شماره 5، صص228-193.

7- دواس، دی. ای (1376)، “پیمایش در تحقیقات اجتماعی”، ترجمة هوشنگ نایبی، تهران، نشرنی، چاپ اول.

8- رفیع‌پور، فرامرز (1372)، “سنجش گرایش روستائیان نسبت به جهاد سازندگی”،‌ تهران، مركز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی، وزارت جهاد سازندگی.

9- ریترز، جورج (1377)، “‌ نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر”، ترجمة محمدمحسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.

10-  عبداللهی، محمد (1379)، “بینش‌های جامعه‌شناسی”،‌ جزوة درسی كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

11-   قیصری، نورا… (بهار1377)، “قومیت عرب و هویت ملی در ج.ا. ایران”،‌فصلنامه مطالعات

راهبردی، پیش شماره 1، صص 83-49.

12-   كوزر، لوئیس (1377)،“‌زندگی و اندیشة بزرگان جامعه‌شناسی”، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، چاپ هفتم.

13-   مشیری، مهشید (1369)، “‌فرهنگ زبان فارسی”،‌ تهران، نشر سروش، چاپ اول.

14- Jenekins, R. (1996) “Socid Identity” London, Routledge

 

1-Twenty State Ment Test

Attitude -2

 

National Identity-3

1 Cross

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:25  توسط عبد الاحد  |